جایگاه زکات در حسابداری اسلامی

درباره عموم پیامبران نیز آمده است:
«و جعلناهم ائمّة یَهدون بأمرنا و أوحینا الیهم فعل الخَیرات و اقام الصّلوة و اِیتاء الزّکاة» (129) آنان به فرمان ما مردم را هدایت مى‏کردند و ما انجام کارهاى نیک و به پا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحى کردیم.
بر اساسِ آیه «و ما أُمروا الاّ لیعبدوا اللّه... و یقیموا الصّلوة و یؤتوا الزّکاة و ذلک دین القیّمة» (130) نیز، در تمام ادیان آسمانى، قرین و همتاى نماز، زکات بوده است.
مرحوم علاّمه طباطبایى در مبحثى پیرامون زکات مى‏فرماید: هر چند قوانین اجتماعى به صورت کاملى که اسلام آورده، سابقه نداشته، لکن اصل آن ابتکار اسلام نبوده است. زیرا فطرت بشر به طور اجمال آن را درمى‏یافت. لذا در آیین‏هاى آسمانى قبل از اسلام و قوانین روم قدیم، جسته و گریخته چیزهایى درباره اداره اجتماع دیده مى‏شود و مى‏توان گفت که هیچ قومى در هیچ عصرى نبوده، مگر آن که در آن حقوقى مالى براى اداره جامعه رعایت مى‏شده است. زیرا جامعه هر جور که بود در قیام و رشدش نیازمند هزینه مالى بوده است. (131)

زکات در اسلام
واژه زکات سى و دو مرتبه در قرآن کریم آمده است؛ که بر اساس آن.
پرداخت زکات، نشانه ایمان به خدا و روز قیامت است. «مَن آمن باللّه و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتى الزّکاة...» (132)
راه پذیرش توبه و آمرزش گناهان، اقامه نماز و اداى زکات است. «فان تابوا و اقاموا الصّلوة و آتوا الزّکاة فاخوانکم فى الدّین» (133)
برپایى نماز و زکات، نشانه حکومت صالحان است. «الّذین ان مکّناهم فى الارض اقاموا الصّلوة و آتوا الزّکاة» (134)
نشانه مردان الهى، تجارت و داد و ستد، همراه با انجام نماز و اداى زکات است. «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر اللّه و اقام الصلوة و ایتاء الزّکاة» (135)
انکار زکات، برابر با کفر است. «الّذین لا یؤتون الزّکاة و هم بالآخرة هم کافرون» (136)
در سوره‏هاى مکّى فراوانى به مسأله زکات اشاره شده است، از جمله سوره‏هاى اعراف آیه 156، نمل آیه 3، لقمان آیه 4، فصّلت آیه 7. برخى مفسّران این آیات را مخصوص زکات مستحب مى‏دانند (137) و برخى دیگر مى‏گویند: حکم زکات در مکه نازل شد، امّا به علت کمى مسلمانان، پول زکات جمع نمى‏شد و مردم خودشان زکات را مى‏پرداختند. (138) امّا پس از تشکیل حکومت اسلامى در مدینه، مسأله گرفتن زکات و واریز کردن آن به بیت‏المال و تمرکز آن توسط حاکم اسلامى با نزول آیه «خُذ من أموالهم صَدقة» (139) مطرح شد.
این آیه در ماه رمضان سال دوم هجرى در مدینه نازل شده و پیامبر دستور داد تا ندا دهند که خداوند زکات را همچون نماز واجب ساخت. پس از یک سال نیز فرمان داد که مسلمانان زکاتشان را بپردازند. (140)
در واقع پس از تشکیل حکومت اسلامى و تأسیس بیت‏المال، زکات تحت برنامه مشخصى قرار گرفت و نصابها و مقدارهاى معیّنى براى آن قرار داده شد. (141)
برخى بر این باورند که پس از مأموریّت پیامبر صلى الله علیه وآله به اخذ زکات، مصارف زکات به طور دقیق در آیه 60 سوره توبه بیان گردید و جاى تعجب نیست که تشریع اصل زکات در آیه 103 سوره توبه باشد و ذکر مصارف آن در آیه 60، زیرا مى‏دانیم آیات قرآن به فرمان پیامبر صلى الله علیه وآله هر کدام در محل مناسبى قرار داده شده است. (142)

تفاوت زکات در اسلام با ادیان دیگر
با بررسى آیات و روایات درمى‏یابیم که زکات در اسلام مانند زکات در دیگر ادیان الهى نیست که صرفاً یک وصیّت و سفارش اخلاقى و موعظه باشد تا مردم به برّ و نیکى رغبت پیدا کنند و از بخل و امساک بپرهیزند، بلکه فریضه‏اى الهى است و بى‏اعتنایى به آن فسق است و منکر آن، کافر محسوب مى‏شود.
در اسلام، موارد و شرایط زکات و کیفیّت اداى آن به طور دقیق مشخص شده و مسئولیّت اخذ آن بر عهده دولت اسلامى است وکسانى که از پرداخت زکات امتناع ورزند، بازخواست مى‏شوند و مى‏توان با متمرّدین آن در صورتى که منجر به انکار ضرورى دین گردد، مقابله کرد. (143)

اهمیّت زکات
علماى اسلام زکات را از ضروریات دین و منکر آن را کافر دانسته‏اند.
روزى امام صادق علیه السلام آداب و نحوه گرفتن زکات را که در نامه 25 نهج البلاغه نیز آمده است، از قول حضرت على علیه السلام نقل فرمود. سپس گریه کرد و فرمود: به خدا سوگند حرمت‏ها را شکستند و به کتاب خدا و سنّت پیامبرش عمل نکردند. (144)
زکات، درمان دردهاى اقتصادى جامعه است و همان‏گونه که اگر براى عضوى از بدن کسى ناراحتى پیش بیاید او را از حرکت مى‏اندازد، در جامعه نیز اگر گروهى با مشکلات روبرو شوند، حرکت آن جامعه فلج مى‏شود و زکات براى حلّ مشکلات جامعه است.
امام رضا علیه السلام فرمود: خداوند به من نعمت‏هایى داده است که دائماً نگران آن هستم تا حقوقى را که خداوند نسبت به آنها بر من واجب کرده است، پرداخت کنم. سؤال شد: شما نیز با آن مقام بزرگى که دارید به خاطر تأخیر زکات از خدا مى‏ترسید؟ فرمود: بله. (145)
رسول خدا صلى الله علیه وآله سوگند یاد کرد که جز مشرک کسى در مورد پرداخت زکات خیانت نمى‏کند. (146)
و نیز فرمود: یا على! ده گروه از امت من کافر مى‏شوند که یکى از گروه‏ها کسانى هستند که زکات نمى‏پردازند.
در آخرین خطبه خود نیز فرمود:
اى مردم! زکات اموال خود را بپردازید. پس هر کس زکات نپردازد، براى او نه نمازى است و نه حجّى و نه جهادى. (147)
در روایات متعددى زکات به عنوان یکى از پایه‏هاى دین اسلام شمرده شده است و فرموده‏اند: بناى اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، حج، زکات، روزه و ولایت. (148)
در روایات مى‏خوانیم: زکات، نشانه بى‏نقص بودن و کمال اسلام و ایمان است. «تمام اسلامکم اداء الزّکاة» (149) ، «... سبعة من کنّ فیه فقد استکمل حقیقة الایمان... و ادّى الزّکاة ماله» (150)
پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله به حضرت على‏علیه السلام فرمود: علامت و نشانه مؤمنان و شیعیان ما سه چیز است: نماز، روزه و زکات. (151)

معناى زکات
زکات در لغت به معناى رشد و پاکیزگى است. آرى دلسوزى براى محرومین و کمک به آنها سبب رشد معنوى انسان و پاک شدن روح از بخل و حرص و تکاثر است.
زکات در اصطلاح فقهى، به معناى پرداخت مقدار معیّنى از مال به محرومان و نیازمندان است.
زکات در قرآن، هم به معناب لغوى آمده است، چنانکه خداوند مى‏فرماید: ما به حضرت یحیى‏ از ناحیه خود رحمت و پاکى بخشیدیم و او فردى پرهیزکار بود. «و حَناناً من لدُنّا و زکاةً و کان تَقیّاً» (152) و هم به معناى اصطلاحى آمده که البتّه معناى عامى دارد و به کمک‏هاى واجب و مستحب هر دو گفته مى‏شود.

چه کنیم که مردم خمس و زکات مال خود را بپردازند؟
ابتدا باید به سراغ ریشه‏هاى اعتقادى و فکرى و فرهنگى رفت:
اگر کسى باور کند مالى که در اختیار اوست، امانت و هدیه خدایى است،
اگر باور کند امتیازى بر دیگران ندارد و همه با هم برادرند،
اگر باور کند ارزش جذب دل محرومان، بیش از ارزش جمع مال است،
اگر باور کند دعاى محرومان، مشکل‏هاى زندگى او را حل مى‏کند،
اگر باور کند ممکن است فردا خودش یکى از محرومان جامعه باشد،
اگر باور کند که خدا جاى آنچه را انفاق مى‏شود، پر مى‏کند،
اگر باور کند انفاق او همچون دانه‏اى است که تبدیل به خوشه‏هاى متعدد و صدها دانه مى‏شود،
اگر باور کند فقیر، کمک مالى او را براى قیامتش حمل مى‏کند،
اگر باور کند سیر شدن فقرا، یک لذّت معنوى و آرامش درونى به همراه دارد،
اگر باور کند کمک امروز او به صورت چهره زیبایى در برزخ مونس او خواهد بود،
اگر باور کند حل مشکل مسلمین، حل مشکل رسول خدا صلى الله علیه وآله است،
اگر باور کند بى‏تفاوتى نسبت به محرومان جامعه ممکن است سبب انفجار و انقلاب و از دست دادن کل اموال او شود،
اگر به آثار و برکات و پاداش‏هاى کمک به دیگران ایمان داشته باشد،
و اگر خطرات بى‏تفاوتى، کنزاندوزى، بخل و حرص را بداند و با تاریخ ثروتمندان بى‏تفاوت آشنا شود، خود را براى پرداخت خمس و زکات و انفاق و... آماده مى‏کند.
اگر بدانیم خدایى از ما قرض خواسته و فرموده است: «مَن ذا الّذى یُقرِض اللّه قَرضاً حَسناً» (153) که خزینه‏هاى آسمان‏ها و زمین به دست اوست، خواهیم فهمید که هدف از این قرض در حقیقت شکوفایى روحیه سخاوت و انسان‏دوستى در انسان است. (154) اگر ما همچون حضرت سلیمان دارایى‏هاى خود را از فضل خداوند بدانیم و بگوییم: «هذا من فضل ربّى» (155) ، هرگز در پرداخت خمس و زکات مال خود بخل نمى‏کنیم.
اگر ما نعمت‏هاى خداوند را وسیله رفاه و غفلت و سرمستى ندانیم، بلکه همان گونه که قرآن مى‏فرماید: «لیبلونى ءاشکر ام اکفر» (156) ، آنها را وسیله آزمایش خود بدانیم که آیا با بکارگیرى صحیح آنها شکر عملى نعمت‏هاى خدادادى را به جا مى‏آوریم و یا کفران نعمت مى‏کنیم،
اگر همان‏گونه که امام رضا علیه السلام فرمود، بدانیم که خداوند مسئولیّت افراد زمین‏گیر را به عهده متمکنین قرار داده است،
اگر بدانیم هستى ما و فکر و علم و قدرت و ابتکار و توفیقى که داریم، از خداوند است و حتّى در کشاورزى نقش ما تنها بذرافشانى و آبیارى است، امّا جذب آب توسط زمین و شکوفایى بذر در درون آن، جذب نور و هوا، شکفتگى زمین و خروج خوشه‏ها از خداست و به تعبیر قرآن: «ءانتم تزرعونه ام نحن الزارعون» (157) ، هرگز بخل نخواهیم ورزید.
اگر بدانیم دریافت‏کنندگان کمک‏هاى ما در ظاهر فقرا هستند، ولى در واقع خداوند است که صدقات را تحویل مى‏گیرد، «یأخذ الصّدقات» (158) ، به راحتى کمک مى‏کنیم و همان‏گونه که در روایات آمده دست خود را نیز مى‏بوسیم.
اگر بدانیم بى‏اعتنایى به فقرا ما را به سرنوشت قارون‏ها گرفتار مى‏کند که خود و خانه و سرمایه‏اش یک جا به زمین فرو رفتند، «فخسفنا به و بداره» (159) این همه بخل در کار نخواهد بود. قارون مى‏گفت: اموال من از خدا نیست، بلکه به وسیله علم و تخصص و ابتکار و نبوغ خودم، آن را به دست آورده‏ام. «انّما اُوتیتُه على علم عندى» (160)
اگر به داستان باغى که سوخت توجّه کنیم، خواهیم دید که چگونه باغ کسانى که تصمیم گرفتند فقرا را از نعمت‏هاى الهى محروم کنند، یک جا سوخت. «فاصبَحَت کالصَّریم» (161)
اگر بدانیم بى‏توجّهى به یتیمان ممکن است سبب یتیم شدن فرزندان خود ما شود.
اگر بدانیم کمک‏هاى امروز ما در مواردى دو برابر و در مواردى چند برابر و در مواردى ده برابر و در مواردى هفتصد برابر مى‏شود و به ما برمى‏گردد، هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر به سخن امام صادق علیه السلام ایمان داشته باشیم که فرمود: خداوند مهم‏تر از زکات چیزى را بر مردم سخت نگرفته است و بسیارى از مردم به خاطر نپرداختن آن هلاک شده‏اند، «ما فرض اللّه على هذه الامّة شیئاً اشدّ علیهم من الزکاة و فیها تهلک عامتهم» (162) هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر بدانیم آن که ما را از فقر آینده مى‏ترساند، شیطان است: «الشیطان یعدکم الفقر» (163) ، هرگز از وسوسه‏هاى تهدیدآمیز شیطان نمى‏ترسیم.
اگر بدانیم ما جانشین خدا هستیم و حیف است تنها به مادیّات راضى باشیم، هرگز به مادیّات دلخوش نمى‏شویم «أرضیتم بالحیاة الدّنیا» (164)
اگر بدانیم ریشه جمع مال، پندار باطل ابدى بودن آن است، «الّذى جمع مالاً و عدّده یحسب أنّ ماله أخلده» (165) ، هرگز از پرداخت خمس و زکات طفره نمى‏رویم.
اگر بدانیم هر چه بیشتر داشته باشیم، مسئولیّت ما بیشتر است. خداوندى که به پیامبرش کوثر و خیر کثیر مى‏دهد، براى او ذبح گوسفند را کافى نمى‏داند، بلکه باید شتر نحر نماید. (166) آرى کسى که بیشترین دریافت را دارد، باید کمک او نیز بیشتر باشد.
اگر بدانیم با پرداخت زکات، سلام و صلوات پیامبر را دریافت مى‏کنیم، به راحتى زکات خواهیم داد. خداوند به پیامبرش مى‏فرماید: زکات مردم را بگیر و بر آنها درود بفرست. (167)
اگر بدانیم حضرت على علیه السلام انگشتر خود را در نماز به فقیر داد و حتّى صبر نکرد نماز تمام شود و اگر بدانیم ارزش کمک به محرومان همچون بوسیدن کعبه و حجر الأسود است، هرگز آن را به دیگرى واگذار نمى‏کنیم و حتماً مسئولیّت آن را خودمان به عهده مى‏گیریم. گاهى یاران امامان از آنان مى‏خواستند که حمل غذا به خانه فقرا را به آنان واگذار نماید، ولى امامان معصوم ما نمى‏پذیرفتند.
اگر بدانیم که دوزخیان در پاسخ بهشتیان مى‏گویند: یکى از عوامل سقوط ما به دوزخ بى‏تفاوتى نسبت به فقرا بوده است، «و لم نک نطعم المسکین» (168) ، نسبت به آنان احساس مسئولیّت خواهیم کرد.
اگر باور کنیم که رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: روزى براى شما فرا خواهد رسید که از هر کس محتاج‏تر خواهید بود، هرگز بخل نخواهیم کرد. (169)
اگر باور کنیم این سخن خدا را که فرمود: افراد بخیل گمان مبرند که اموالشان براى آنان خیر است، بلکه براى آنها شر است، (170)
اگر باور کنیم که قرآن مى‏فرماید: آنچه نزد شماست، نابود مى‏شود و آنچه براى خدا و در راه او داده مى‏شود، باقى مى‏ماند، «ما عندکم ینفد و ما عند اللّه باق» (171)
اگر باور کنیم که امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند فقرا را در اموال اغنیا شریک قرار داده است و نباید حق فقرا در غیر آنان هزینه شود، (172)
اگر باور کنیم که خداوند از بنده‏اش مى‏پرسد: آیا نسبت به فرمان من بخل مى‏کنى؟! یا مرا متهم مى‏کنى؟ یا گمان مى‏کنى که من از جبران آنچه انفاق کرده‏اى عاجزم؟!، خود را براى کمک به محرومان آماده‏تر خواهیم کرد. (173)
اگر بدانیم که نپرداختن زکات از گناهانى است که سبب ندامت و حسرت مى‏شود (174) و لحظه مرگ، انسان از خداوند مى‏خواهد که به دنیا برگردد و حق فقرا را بدهد، (175)
اگر بدانیم که زکات ندادن، انسان را از مدار ایمان واسلام خارج مى‏کند، (176)
اگر بدانیم که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در سایه کعبه به ابوذر فرمود: کسانى زیانکارترند که زکات نمى‏دهند، (177)
اگر بدانیم هر روز هزار فرشته، ثروتمندى را که زکات نمى‏دهد به آتش بشارت مى‏دهند، (178)
اگر بدانیم رسول خدا صلى الله علیه وآله کسانى را که پرداخت زکات را خسارت مى‏پندارند به انواع قهرهاى الهى (باد سخت، زلزله و دگرگونى چهره) وعده داده است، (179)
اگر بدانیم حضرت مهدى‏علیه السلام با کسانى‏که زکات مال خود را نمى‏پردازند مانند زناکارانِ همسردار برخوردکرده وگردنشان را مى‏زند، (180)
اگر بدانیم که رسول خدا صلى الله علیه وآله سوگند یاد کردند که نپرداختن زکات خیانت به خدا و شرک است، (181)
اگر بدانیم که خداوند نام کسانى را که زکات نمى‏دهند در میان نام مشرکان و کافران قرار داده است، (182)
اگر بدانیم که زکات از ضروریات دین و انکار آن به منزله کفر است، (183)
اگر بدانیم که در زمان ابوبکر با گروهى که زکات نمى‏دادند (به نام اصحاب ردّه) برخورد نظامى شد، بر علیه آن افراد لشگرکشى شد و حضرت على‏علیه السلام نیز در آن جبهه شرکت فرمودند، (184)
اگر بدانیم که امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس حتّى اگر مقدار کمى از زکات خود را ندهد، یهودى یا نصرانى مى‏میرد، (185)
اگر بدانیم رسول خدا صلى الله علیه وآله مى‏فرمود: مالى که زکات آن پرداخت نشده است، ملعون است، ملعون، (186)
اگر بدانیم امام‏صادق‏علیه السلام به کسى که زکات نمى‏داد لقب سارق دادند، (187)
اگر بدانیم دست کسانى که زکات نمى‏دهند در قیامت به گردنشان بسته مى‏شود و با سخت‏ترین کلمات مورد توبیخ فرشتگان قرار مى‏گیرند، (188)
اگر بدانیم و باور کنیم که رسول خدا صلى الله علیه وآله و اهل‏بیت معصومش‏علیهم السلام صحنه‏هایى از شکنجه تارکان زکات را در قیامت این‏گونه بیان کرده‏اند که مار بزرگى به گردن آنان آویخته مى‏شود و این همان است که قرآن مى‏فرماید: «سیطوق ما بخلوا» (189) همان مالى که بخل شد، در قیامت طوق گردن مى‏شود، (190)
اگر باور کنیم که قرآن مى‏فرماید: روز قیامت اموال کنز شده را داغ مى‏کنند و بر پیشانى و پهلو و کمر کسانى که زکات نداده‏اند مى‏گذارند و به آنان گفته مى‏شود: این همان چیزى است که در دنیا ذخیره کردید و حق محرومان را نپرداختید،
اگر باور کنیم که نپرداختن زکات از گناهان کبیره‏اى است که خداوند در مقابل آن وعده عذاب داده است،
آرى اگر این باورها را داشته باشیم، لحظه‏اى در پرداخت حق الهى درنگ نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که زکات در برزخ در کنار نماز تجسم یافته و مونس انسان مى‏شود، به راحتى آن را خواهیم پرداخت. (191)
اگر بدانیم که با پرداخت زکات، پاداش‏هاى چندین برابرى که تعداد و عمق آن را کسى جز خدا نمى‏داند، دریافت خواهیم کرد، (192) هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که با پرداخت زکات درهاى بهشت را به روى خود باز مى‏کنیم، (193) هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که در قیامت از کسى که زکات مال خود را کامل مى‏پردازد و در جاى خود مصرف مى‏کند، نمى‏پرسند که اموال خود را از کجا آورده‏اى، (194) انگیزه پرداخت زکات زیاد خواهد شد.
اگر بدانیم که پرداخت زکات در دنیا، کلید دریافت رحمت الهى در روزى است که از همه محتاج‏تریم و نپرداختن امروز، عامل بیشترین خسارت است، (195) لحظه‏اى در پرداخت آن درنگ نخواهیم کرد.
اگر بدانیم پاداش هر دانه گندم و جو و امثال آن که به قصد زکات داده مى‏شود، قصرهایى از طلا، نقره، لؤلؤ، زبرجد، جواهر و نور است (196) ، لحظه‏اى در پرداخت آن دریغ نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که زکاتِ عاشقانه کفّاره گناهان است (197) ، در پرداخت آن شتاب خواهیم کرد.
اگر بدانیم زکات‏دهنده در هر یک از آسمان‏هاى هفت‏گانه به نام مقدسى خوانده مى‏شود، در آسمان اوّل به نام «سخىّ»، در آسمان دوم «جواد»، در آسمان سوم «معطى‏»، و در آسمان‏هاى دیگر «مبارک»، «محفوظ»، «منصور» و «مغفور» نامیده مى‏شود (198) ، هرگز این نام‏هاى نیک را به آسانى از دست نخواهیم داد.
اگر بدانیم سیر کردن فقرا، رمز سیر بودن در قیامت و سیراب کردن تشنگان، رمز سیراب شدن در قیامت و پوشاندن فقرا، رمز پوشیده بودن در رستاخیز است (199) ، تا آنجا که مى‏توانیم با پرداخت خمس و زکات به گرسنگان و تشنگان و برهنگان خدمت خواهیم کرد.

آثار زکات

الف: آثار فردى زکات
درمان بخل
بخل عیبى است که عیوب دیگرى را به دنبال مى‏آورد. بى‏اعتنایى به مردم، سنگدلى، عذرتراشى، دروغ پنداشتن ادعاى فقرا، از دست دادن دوستان خوب، سخت‏گیرى نسبت به خود و بستگان، سوءظن به وعده‏هاى خداوند، تحقیر شخصیّت خود در جامعه، به جاى توکل بر خدا توکل بر مال خود، گوشه‏اى از آثار بخل است.
قرآن مى‏فرماید: افرادى که به فکر رستگارى خود هستند، باید خود را از این عیب دور بدارند: «و مَن یُوقَ شُحّ نفسه فأولئک هم المفلحون» (200)
یکى از امامان معصوم را دیدند که از اول شب تا صبح در حالى که مشغول طواف کعبه بود، تنها یک دعا مى‏کرد و آن این بود که خدایا! مرا از بخل دور بدار. (201)
شاید مراد از آیه 103 سوره توبه که به پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله دستور مى‏دهد: «خُذ من أموالهم صدقه... تطهرهم و تزکّیهم»، زکات مردم را بگیر و آنان را پاک کن، مراد پاک کردن مردم از بخل و حبّ دنیا باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «من ادّى الزکاة... فقد وقى من الشح» (202) هر کس زکات مال خود را بپردازد، قطعاً از بخل حفظ شده است.
زکات، وسیله تقرّب انسان به خداوند است. «الزّکاة جعلت مع الصّلوة قرباناً لأهل الاسلام» (203)
زکات، پل اسلام است. «الزّکاة قنطرة الاسلام» (204)
زکات، بعد از شناخت دین و نماز، بالاترین ارزش‏هاست. «ما من شى‏ء بعد المعرفة و الصلاة یعدل الزّکاة» (205)
زکات، نشانه بندگى خداست. «للعابد ثلاث علامات: الصّلوة و الصّوم و الزّکاة» (206)
زکات، موجب رستگارى است. «قد أفلح من تزکّى‏» (207)
برکت رزق
هر یک از کلمات «زکات» و «برکت» و واژه‏هاى مربوط به این دو، 32 بار در قرآن آمده و این نشانه آن است که زکات، مساوى برکت است. آرى بریدن شاخه‏هاى درخت انگور، در ظاهر کوتاه کردن درخت است، ولى در واقع سبب رشد آن مى‏شود.
در قرآن مى‏خوانیم: «یَمحق اللّه الرّبا و یُربى الصّدقات» (208) . خداوند ربا را محو مى‏کند، ولى صدقات را رشد مى‏دهد.
در روایات زیادى مى‏خوانیم: «الزّکاة تزید فى الرّزق» (209) زکات روزى انسان را زیاد مى‏کند.
بیمه مال
امام کاظم علیه السلام فرمود: «حصّنوا أموالکم بالزّکاة» (210) اموال خود را از طریق زکات بیمه کنید.
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر حق خدا را بپردازید، من ضامن هستم که اموال شما در دریا و خشکى تلف نشود. (211)
محبوبیّت نزد خدا
امام صادق علیه السلام فرمود: محبوب‏ترین فرد نزد خداوند، سخاوت‏مندترین است و سخاوت‏مندترین مردم کسى است که زکات مال خود را بدهد و از آنچه که خدا در مال او واجب نموده است، در مورد مؤمنین بخل نکند. (212)
تقرّب به خدا
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند زکات را همراه با نماز وسیله تقرّب به خود قرار داد. (213)
دریافت رحمت خاص خداوند
در قرآن مى‏خوانیم: «و رحمتى وسعت کل شى‏ء فساکتبها للّذین یتّقون و یؤتون الزکاة...» (214) رحمت پروردگار بر هر چیزى گسترده است، ولى دریافت قطعى آن مخصوص کسانى است که اهل تقوى و زکات باشند.
خداوند مى‏فرماید: «انّى معکم لئن اقمتم الصّلوة و آتیتم الزّکاة و آمنتم برسلى» (215) اگر شما نماز را به پا دارید و زکات را پرداخت کنید و به پیامبران من ایمان آورید، قطعاً من با شما هستم.
باز شدن گره‏ها
قرآن مى‏فرماید: «و امّا مَن اعطى و اتّقى‏ و صَدّق بالحسنى‏ فسنُیسّره للیُسرى‏» (216) هر کس بخششى نماید و پرهیزگار باشد و حقیقت را تصدیق نماید، ما کارهاى مشکل او را آسان مى‏کنیم.
کفّاره گناهان
حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: «اللّه اللّه فى الزّکاة، فانّها تطفى‏ء غضب ربّکم» (217) شما را به خدا، شما را به خدا درباره زکات (دقت کنید) که همانا زکات غضب پروردگار را فرو مى‏نشاند.
خداوند مى‏فرماید: اگر نماز به پا دارید و زکات بپردازید، من بدى‏هاى شما را مى‏پوشانم. (218)
خدایى شدن انسان
همان‏گونه که خداوند رحمت خود را بر همه گسترانده است، زکات‏دهنده لطف خود را بر فقرا سرازیر مى‏کند و بدین گونه اخلاق خدایى را در خود شکوفا مى‏کند و مظهر رحمانیّت پروردگار مى‏شود.
رهایى از کیفر
کفّار، با توبه و نماز و زکات مى‏توانند خود را از کیفر برهانند. قرآن مى‏فرماید: «و ان تابوا و اقاموا الصّلوة و آتوا الزّکاة فخلّوا سبیلهم» (219)
گشایش براى مردگان
شخصى به امام صادق علیه السلام گفت: برادرم از دنیا رفته است و زکات زیادى به عهده‏اش بود، من آنها را پرداخت کردم، امام فرمود: با این عمل مشکل او برطرف مى‏شود. (220)
استجابت دعا

در روایتى مى‏خوانیم: هر کس مى‏خواهد دعاى او مستجاب شود، لقمه خود را حلال کند و یکى از راه‏هاى حلال کردن لقمه، پرداخت حق خدا از خمس و زکات است. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر حق آنچه را که خداوند رزق شما کرده است بپردازید، باقیمانده آن براى شما طیّب و حلال است. «یطیب اللّه لکم بقیّته» (221)
قبولى نماز
پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: زکات اموال خود را بپردازید تا نمازتان قبول شود. «زکّوا اموالکم تقبل صلاتکم» (222)
جاودانگى اموال
زکات در حقیقت ذخیره قیامت مى‏شود، بنابراین مال فانى را جاودانه مى‏کند. کامیابى‏هاى احتمالى و موقت و پردردسر دنیا را مى‏توان از طریق پرداخت زکات به کامیابى‏هاى قطعى و دائمى و بى‏دردسر تبدیل نمود.
زندگى شیرین
امام صادق‏علیه السلام فرمود: اگر مردم حقوق خود را ادا کنند، قطعاً در زندگى شیرینى به سرخواهند برد: «لوانّ الناس ادّوا حقوقهم لکانوا عایشین بخیر» (223)
خواب راحت
به امام معصوم گفتند: فلانى در خواب به مشکلات و ناگوارى‏هایى برمى‏خورد، حضرت فرمود: این به خاطر آن است که زکات خود را در راه صحیح مصرف نمى‏کند. (224)

ب: آثار اجتماعى زکات
برادرى
قرآن در یک جا مى‏فرماید: مؤمنان با یکدیگر برادرند: «انّما المؤمنون اخوة» (225) و در جایى دیگر مى‏فرماید: هر گاه مخالفان شما توبه کنند و نماز به پا دارند و زکات بپردازند، آنها هم برادر دینى شما مى‏شوند: «فان تابوا و اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة فاخوانکم فى الدین» (226) بنابراین شرط برادرى، در کنار توبه و نماز، پرداخت زکات است.
ایجاد یا تعمیق روابط
در آداب دوستى، صدها روایت به چشم مى‏خورد که آنچه سبب ایجاد دوستى یا تعمیق وتوسعه آن مى‏شود، خوش‏نیّتى، خوش‏رفتارى، انصاف، کرم، ایثار، سخاوت، احسان، محبت، زهد، صله رحم، هدیه وتفقّد از یکدیگر مى‏باشد که در پرداخت زکات همه آن آثار به روشنى نهفته است.
کینه زدایى
با پرداخت زکات، کینه محرومان برطرف و به محبت و دوستى تبدیل مى‏شود و این محبت و دوستى در تعاون و یارى یکدیگر و تولید بهتر و بیشتر و حفاظت از دستاوردهاى جامعه اسلامى نقش مهمى دارد.
به صحنه کشاندن واماندگان
فقر و گرسنگى، انسان را به انزوا و گوشه‏گیرى و بدبینى و ناامیدى و حقارت‏پذیرى مى‏کشاند، امّا زمانى که با پرداخت خمس و زکات و سایر انفاقات مشکلات اقتصادى مردم حل شود، تلاش، نشاط، دلسوزى و حضور مردم در صحنه‏هاى مختلف بیشتر مى‏شود.
تقویت بنیه دینى مردم
امام رضا علیه السلام فرمود: فلسفه و دلیل پرداخت زکات، قوت فقرا و... و تقویت آنان و کمک‏رسانى در امور دینى آنها است. (227)
از محل زکات مى‏توان مدارس، کتابخانه‏ها، مساجد و سایر مراکز دینى و فرهنگى را ایجاد نمود و یا آنچه را که قبلاً احداث شده است، توسعه داد و با دعوت از کارشناسان دینى و علما و اساتید مناطق دیگر، پایگاه علمى و اعتقادى مردم را تقویت نمود.
ایجاد همدلى در جامعه
پرداخت زکات، دل‏ها را به هم نزدیک مى‏کند و جامعه را براى حل همه مشکلات آماده مى‏سازد. اگر فقرا خود را در سود اغنیا شریک بدانند، در برابر نابسامانى‏ها و مشکلات و آفات با تمام توان به پا خواهند خاست و تا آنجا که بتوانند در حل مشکلات کوشش خواهند نمود.
زکات‏دهنده علاوه بر کسب رضاى خداوند و برکات معنوى و اخروى، دل‏هاى دیگران را نیز به سوى خود جذب مى‏کند و به خاطر همین محبوبیّتى که در جامعه پیدا مى‏کند، دیر یا زود از حمایت‏هاى مردمى در امور مختلف برخوردار مى‏شود.
آرى بعضى از افراد سرمایه خود را با خرید جمادات (خانه، ماشین، مزرعه، فرش، لباس و...) هزینه مى‏کنند تا شاید بتوانند دل‏هاى مردم را به خود جذب کنند، ولى از آنجا که دل‏هاى مردم در اختیار خداوند است، این دسته افراد معمولاً در جامعه منفور دیگرانند، امّا کسانى که بخشى از سرمایه خود را (به جاى جمادات) در راه نجات انسان‏ها، رشد استعدادهاى فراموش شده، تأمین هزینه ازدواج و مسکن و کارآموزى به افرادى که صاحب حرفه نیستند، صرف میکنند، هم در تمام ارزش‏ها و پاداش‏هایى که بر اثر آن کمک‏هاى خالصانه به دست مى‏آید خود را شریک مى‏کنند و هم محبت و حمایت مردم را در اختیار خواهند داشت. در اینجا باید ببینیم آیا گروه اوّل عاقلند که با صرف هزینه در خرید جمادات خود را منفور خلق و خالق مى‏کنند، یا بندگان خالص خدا که با پرداخت حقوق الهى، خود را محبوب خالق و خدا مى‏نمایند. آرى، اغنیا مى‏توانند عقل و لیاقت خود را با انتخاب یکى از این دو راه بیازمایند.
تربیت نسل پاک
در بسیارى از کتاب‏هاى تربیتى و روان‏شناسى، به هسته مرکزى تربیت که انتخاب همسر و لقمه حلال است، کمتر توجّه شده است. اسلام براى تربیت نسل آینده، به مسأله انتخاب همسر و پس از آن به نقش لقمه حلال بسیار توجّه و تأکید دارد.
پرداخت زکات، سبب پاک و حلال شدن رزق است و لقمه‏ها را از حق محرومان پاک مى‏کند و نقش لقمه پاک در جامعه و نسل آینده از طریق گرایش به خوبى‏ها و کمالات و تنفّر از بدى‏ها بر کسى پوشیده نیست.
دفع بلا از امّت
در قرآن مى‏خوانیم: «و لولا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الأرض و لکن اللّه ذو فضل على العالمین»

/ 2 نظر / 84 بازدید
رشتیانی

سلام ضمن تشكر از مطالب جالب و منحصر بفردتان در وبلاگ ؛ شما را به مشاهده و لینک وبلاگ ترازنامه دعوت می نمایم . امیدوارم از نظرات ارزنده شما در پربار کردن مطالب وبلاگ بهره ببرم . با آرزوی سعادت ؛ سلامت و توفيق الهي براي شما يا علي مدد[گل][خداحافظ]